115عبدالرحمان بن عوف، سعد بن ابىوقّاص، طلحه، زبير، وابوعبيدۀ جرّاح از مهاجرين بودند و خباب، ابودجانه، عاصم، حارث، سهلبن حنيف، سعدبن معاذ و اسيدبن حضير در شمار انصار بودند. 1
ابن ابىالحديد پس از نقل گفتار واقدى مىنويسد: با اينكه همۀ مورّخان دربارۀ فرار عثمان اتفاق نظر دارند، امّا دربارۀ عمر بن خطاب به اختلاف سخن گفتهاند. واقدى نوشته است: او هم از فراريان است ولى ابن اسحاق وبلاذرى او را از كسانى شمردهاند كه ثابت ماندند، امّا دربارۀ ابوبكر، همۀ راويانِ اهل سنّت متّفقالقولند كه او جزو فراريان نبوده گرچه دربارۀ او نه جنگى نقل شده و نه كشتن يك نفر از دشمنان ولى به هر حال، خود ثبات قدم و عدم فرار يك نوع جهاد است و به تنهايى كافى است؛ «وَإنْ لَم يَكُن نُقِلَ عَنه قتلٌ أو قتالٌ والثبوتُ جهادٌ و فيه وحده كفاية».
ابن ابىالحديد مىافزايد: وامّا راويان و مورّخان شيعه معتقدند كه از صحابه در نزد پيامبرخدا ثابت نمانده است مگر شش نفر: على، طلحه، زبير، ابودجانه، سهلبن حنيف و عاصمبن ثابت و بعضى از مورّخان شيعه هم نقل كردهاند كه از صحابه؛ اعمّ از مهاجر و انصار چهارده نفر ثابت ماندند و ابوبكر و عمر را از اين چهارده نفر به شمار نياوردهاند.
او همچنين مىافزايد: اكثر اصحاب حديث نقل كردهاند