84جلوگيرى از به فراموشى سپردن نام و ياد و مرام آن حضرت از سوى بنىاميه در ميان مسلمانان انجام گرفت، نمىتوان استفاده كرد كه از نظر آنان در مقاطعى كه كيان اسلام در خطر باشد و كافران و مستكبران درصدد سوزاندن ريشۀ اسلام و مسلمين باشند، لعن و نفرين و برائت از آنان، واجب و ضرورى است؟ چه تفاوتى ميان دشمنان دين در عصر حاضر و دشمنان دين در گذشته وجود دارد؟ جز اينكه امروز آشكارتر و گستاخانهتر بر كيان دين هجوم آوردهاند؟ آيا معناى كلام حضرت صادق عليه السلام كه فرمود:
«... و البرائة من الأنصاب و الأزلام ائمة الضلال و قادة الجور كلّهم اوّلهم و آخرهم و اجبة ». 1
غير از اين است؟ تا وقتى كه سخن از توحيد و يكتاپرستى است، برائت از مشركان كه باطن توحيد است، باقى است و بدون انجام اين تكليف، نمىتوان به معناى حقيقى «موحد» بود. شايد يكى از مصاديق «شرك خفى» كه ايمان و رفتار انسان را ناخودآگاه آلوده مىسازد، همين عرصه باشد كه انسان براى گذران زندگى و حيات آرام و بىدغدغۀ خود، از كنار مظاهر شرك و بتپرستى و ظلم و بىعدالتى،