152برمىدارند و مىفرمايند:
«... اين كتاب سرچشمۀ همه چيز است، از عرفان و فلسفه تا ادب و سياست، تا بىخبران نگويند عرفان و فلسفه بافتهها و تخيلاتى بيش نيست و رياضت و سير و سلوك كار درويشان قلندر است يا اسلام به سياست و حكومت و ادارۀ كشور چه كار دارد كه اين كار سلاطين و رؤساى جمهور و اهل دنياست يا اسلام دين صلح و سازش است و حتى از جنگ و جدال با ستمكاران برى است. و به سر قرآن آن آورند كه كليساى جاهل و سياستمداران بازيگر به سر دين مسيح عظيمالشأن آوردند.» 1
سرنوشت دردناك مسيحيت كه معلول جهالت ارباب كليسا و بازيگرى سياستمداران است، بايد ما را به تأمل وادارد و احتمال آنكه استعمارگران، كه از اسلام به مراتب بيش از مسيحيت بيم دارند، با سوءاستفاده از جهالت و نادانى مقدسين كجفهم، مسلمانان را نيز بهبازى گرفته و به همان سرنوشت دچار سازند، منتفى ندانيم. القاى اين مطلب كه اسلام دين صلحطلبى و سازش است و مبارزه و