126سياست مىكردند؛ يعنى متولّى امر آنان بودند، چنانكه اميران و واليان با رعيت عمل مىكنند. 1 اين روايت هم شاهد ديگرى است بر بطلان ديدگاه كسانى كه براى اثبات جدايى دين از سياست، به تاريخ انبيا استشهاد نمودهاند.
گذشته از معناى «سياست» در لغت عرب، كه تا حدودى معناى تعابيرى را كه در احاديث و ادعيه نسبت به پيشوايان دينى به كار رفته روشن مىكند، جايگاه و نقش آنان در جامعه نيز روشن مىگردد؛ در متون دينى نيز «سياست» در انديشۀ پيشوايان معصوم تشريح شده كه جايگاه آن را در دين آشكار مىسازد، هرچند عملكرد پيامبر و اميرمؤمنان عليهما السلام مىتواند ترسيم كنندۀ سياست اسلامى باشد.
امام مجتبى عليه السلام در پاسخ پرسشى دربارۀ سياست فرمودند:
«هي أن تراعى حقوق الله و حقوق الأحياء و حقوق الأموات ، فأمّا حقوق الله فأداء ما طلب و الاجتناب عما نهى ، و امّا حقوق الأحياء فهي أن تقوم بواجبك نحو إخوانك و لا تتأخّر خدمة