123تنها از اين زاويه به تاريخ زندگى پيامبران مىنگرد.
رابعاً: اگر پيامبران در صحنههاى سياست و اجتماع نبودند، اين قدر مورد آزار و اذيت قرار نمىگرفتند، راستى اگر حضرت زكريا عليه السلام فقط به امور عبادى و معنوى مشغول بود، چرا توسط سلطهطلبان و صاحبمنصبان به دو نيم شد و يا فرزندش يحيى عليه السلام كه پيامبرى از پيامبران الهى بود، به شهادت رسيد؟ اگر حضرت عيسى عليه السلام چنانكه معروف است، كارى به امور دنيوى نداشت و به رغم مسيحيان فقط به صلح مىانديشيد، توسط دشمنانش تعقيب و واجب القتل شمرده مىشد؟ اگر آنان نيز مانند مقدسين امروز تنها به عبادت خود مىانديشيدند و بس، مانند اينان از هر تعرضى مصون بودند و به مرگ طبيعى از دنيا مىرفتند.
گرچه از ديدگاه دين، دنيا «پلى براى آخرت» است، اما پلى كه ميلياردها انسان، بدان وارد شده و عمرى را در آن سپرى مىكنند، نمىتواند مورد نظر و عنايت دين نباشد.
دينداران در دنيا منزوى باشند و تحت ظلم و ستم استعمارگران و استبداد پيشگان بسر برند و دم فرو بندند و انتظارى از دين براى بهبود دنيايشان نداشته باشند. هدف نهايى دين، البته نزديك كردن انسان به خداست، اما ايجاد زمينه رشد و كمال و نيل به هدف نيز بر عهدۀ دين است.