90عزّ و درگاه كبريايى اوست.
كدام بنده، صميمانه و از عمق دل و ژرفاى جان خدا را صدا زد و جواب نشنيد؟! وعدۀ خدا راست است كه فرمود:
«اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» 1 مرا بخوانيد، تا جوابتان دهم...
امّا آيا براستى ما او را از دل و جان مىخوانيم، يا تنها بظاهر و بر سر زبان؟ دل اگر بشكند، حالت پشيمانى و اضطراب درونى اگر پيش آيد، اشك ندامت اگر در چشمها حلقه زند، آنجاست كه درياى رحمت و غفاريت خدا هم به جوش مىآيد و انسان از فيض الهى برخوردار مىگردد. بايد «خواستن»، جدّى باشد.
بايد «نيّت» را خالص كرد. بايد «اميد» را تنها به او داشت.
اينجاست كه دعا كارساز مىگردد و سكويى براى اوجگيرى روح و پرواز جان مىشود.
در سايۀ «دعا»، دل آرام مىگيرد و درون مصفّا مىشود و پردههاى كدورت و تيرگى كنار مىرود و قلب انسان، آيينهاى «خدانما» مىگردد.
قرآن كريم مىفرمايد: «و اذا سئلك عبادى عنّى...» اى رسول من! هرگاه بندگانم دربارۀ من از تو سؤال كردند، بگو تا بدانند كه من نزديكم، هر كه مرا بخواند، پاسخ مىدهم، پس