123اشكبار و اهل دل، بسيارند. به بركت آنها، رحمت الهى فرو مىريزد. بكوش كه مشمول آن رحمت شوى.
وقتى همۀ دستها به سوى خدا دراز است، وقتى چشمها همه به درگاه رحمت حق است، وقتى دلها همه از خوف و خشيت، لبريز است. وقتى گردنها در برابر عظمت الهى كج است و همه و همه، يك چيز از خدا مىخواهند، آن هم «رحمت»، مىپندارى كه آفريدگار رحمان، مأيوسشان مىكند؟ و غفران خويش را دريغ مىدارد و آرزويشان را به سنگ مىزند؟ به همين جهت گفتهاند: بزرگترين گناه براى آنكه در عرفات حضور مىيابد، آن است كه خيال كند خداوند او را نيامرزيده است. مگر راز حج، چيزى جز رسيدن به رحمت خداست؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: «الحجُّ عَرفة». هيچ چيز، همچون گرد آمدن اين همه دلهاى خائف، ديدههاى گريان، همتهاى والا، همدلى حجاج، در يك زمان و يك مكان، رحمت الهى را نازل نمىكند.
عرفات، بىنظير است. اما وقوف در «مشعر»، شگفتتر است.
مشعر نيز جزئى از حرم الهى است. وقتى به آنجا مىرسى، چنين تصوّر كن: پس از آنكه راندۀ درگاه خدا بودهاى، اينك تو را پذيرفته و اذن ورود به حريم حرم داده