121يادآور عَقبه هايى است كه در فاصلۀ مرگ تا «ميقات قيامت» وجود دارد. هول و هراسها و خوف و خطرهاى طول راه نيز، تداعى كنندۀ اهوال و مخاوف و محاسبات رستاخيز است.
«احرام»، پاسخگويى به نداى الهى و دعوت ربوبى است. وقتى به مكّه مىرسى و نگاهت به كعبه مىافتد، عظمتِ خانه، تو را به ياد عظمت حق بيندازد و شوق لقاءالله را در تو بيفزايد.
امّا «استلام حجر»، ميثاق با خداست. وقتى به «حجر الأسود» در طواف، دست مىكشى، آن را «بيعت» با خدا بدان و مصمّم باش كه به اين عهد، وفادار بمانى.
آنكه در بيعت نيرنگ بزند، منفور است.
در حديثى از حضرت رسول، «حجرالاسود» به منزلۀ دست خدا در روى زمين به حساب آمده است، آنگونه كه افراد، با هم مصافحه مىكنند، دست كشيدن به آن هم دست بيعت دادن به خداست.
وقتى از پردۀ كعبه مىآويزى و خود را به ديوار كعبه مىچسبانى، با اين كار درپى شوقِ بيشتر به خانه و صاحبخانه باش. اميدوار باش كه هر عضوى كه با كعبه تماس مىيابد، مصون از آتش دوزخ است. چنگ زدن به پردۀ كعبه، تمسك به دامن لطف و مغفرت الهى است.
رفت و آمد در فاصلۀ «صفا» و «مروه»، اميد مكرّر