100در حديث است كه: در آخر الزمان، مسافرت و بيرون رفتن مردم براى حج، به چهار قسم، تقسيم مىشود:
حكمرانان، براى تفريح و گردش، ثروتمندان، براى تجارت و داد و ستد، فقرا، براى گدايى، و..قاريان، براى سُمعه و ريا: «سلاطينُهُم لِلنُزهَةِ و اغنياءُ هُم لِلتّجارة وَفقرائُهم لِلمسألة و قُرّاءُ هم لِلّسُمعة». 1
دريغ است كه اين سفر، به هدفهاى دنيايى و محاسبات سود پرستانه اختصاص يابد و از بعد عرفانى و شور عاشقانه تهى گردد، چرا كه «مكه»، ضيافتگاه ملكوتى و معنوى خداست و حاجى، مهمان پروردگار است و پذيرايى خدا، جز با رحمت و مغفرت نخواهد بود، ليكن بايد استعداد و زمينۀ بهره ورى از اين خوان گسترده و ضيافت روحى را داشته باشيم. والاّ... «گرگدا كاهل بود، تقصير صاحبخانه چيست؟» جز بهرههاى معنوى، امّت ابراهيمى نيز به صورت جمعى بايد از اين «تجمّع سالانه» بهره ببرند.
«وحدت» يكى از اين منافع است، «بررسى مشكلات مسلمانان» سود ديگر اين زيارت است، تربيت اسلامى و رسوخ عقايد دينى در دل و جان زائر، بهرۀ ديگرى است كه در آن نهفته است. يادآورى تاريخ كهن و ديرپاى اديان