59پيوسته است مىبيند. در پاكيزگى از پليدىهايى كه دلش را فرا گرفته و رهايى از دل بستگىهايى كه ميان او و حضرت پروردگار پرده افكنده و از رحمت او جدايش ساخته، مىكوشد. گامها را آهسته و با سكينه برمىدارد و گرد خانۀ كعبۀ معظمه با خرمى و نظر اعتبار مىگردد و طواف مىكند، و نماز را با ادب و خوارى و شكسته دلى و بيچارگى انجام مىدهد، و دست نياز و حاجت و عذرخواهى به سوى خداوند متعال بلند مىكند. منظورى از همۀ اين اعمال نيست مگر مقدمه براى حالتى كه در عرفات مىيابد چه در آن بيابان انجامدهندۀ حج از لحاظ روحى و عقلى راهى بلند مىپيمايد، و بهترين ساعات زندگى و گرامىترين آنها را در نزد خداوند سبحان احساس مىكند، و بلكه آنچه از علايق زندگانى دنيايى و تنعمات آن او را فرا گرفته، از دايرۀ انديشه و خاطر خود طرد نموده و به وادى فراموشى مىسپارد، و خود را در درجۀ بالاترى از زندگى كه ارزش بيشترى دارد مىيابد. خيام يكتاپرستانى را كه از زندگانى مادى به يك سو شدهاند، در بيابانى كه از ايشان موج مىزند تا دورترين نقطهاى كه ديده مىشود مشاهده مىكند، به غير از نالههاى زارى نمىشنود و جز جنبش لبها با خوارى و بسيارى خواستهها از درگاه خداوندى و روان شدن اشك از ديدهها نمىبيند. احرام بستگان را در آنجا مىنگرد كه از خود گذشتهاند، و با نغمههاى نيكو و دلنشين به تلاوت قرآن كريم و ذكر و دعا پرداختهاند، همانا وجدان آنها بر وجودشان چيره و روحانيتشان بر جسمانيت آنان