180كاروانى را رَكب مىناميدند، و مىگفتند ركب فلان كس در فلان روز وارد مكه شد يا از مكه كوچ كرد و بازگشت، و حال اهل مكه هنگامى كه در ماه رجب يا اندكى پيش از رسيدن آن به زيارت مدينه مىرفتند بر همين منوال بود، چه مردم مكه در اين ماه به مدينۀ منوره توجه كامل دارند و گروه زيادى براى زيارت به آنجا مىروند. و بسيار مىشد كه اختلافى ميان اشراف مكه، يا جنگى ميان عشاير نجد، يا جنگى ميان ايشان و اشراف مكه، يا اختلافى در ميان پيروان مذهبى و مذهبى ديگر از مذاهب چهارگانه رخ مىداد، بدين سبب پس از آنكه حاجيان با هزاران اميد و آرزو نزديك مكه يا مدينه مىرسيدند درها بروى ايشان بسته مىشد، و بر سختىهايى كه در سفر به ايشان رسيده بود دشوارىهاى ديگرى اضافه مىگشت، و ناچار با عدم موفقيت در انجام مناسك حج يا زيارت حضرت رسالت صلى الله عليه و آله به شهرهاى خود باز مىگشتند، البته در صورتى كه از دست آن مردم آشوبگر و در هم ريخته و غارت و چپاول آنها جان و مال خود را نجات مىدادند.
نخستين چيزى كه براى حاجيان هنگام رفتن به سوى مكه معظمه و انجام فريضه حج اهميت داشت همانا آماده كردن اسلحه براى امنيت و آرامش خود بود، چنانكه گويى به دار الحرب مىروند نه بدان خانهاى كه خداوند متعال به احترام آن بر جان انسان و حيوان وگياه و درخت امان بخشيده است.
بتنونى دربارۀ حاجيانى كه از راه مصر در زمان قديم به حج