103ايمان و گرونده به حضرت پروردگار و روح نيرومند هنگامى كه كارش را به خداوند تعالى واگذار كرد، و از او رستگارى و پيروزى را اميد داشت، رحمت خداوندى و لطفش در حالى كه نااميد است او را درمىيابد. چه خداوند متعال درخواسته خود استوار است و بركارش چيره.
به ياد مىآورد كه حضرت آدم عليه السلام هنگامى كه به زمين فرستاده شد، بر صفا فرود آمد، و حوا بر مروه، و آدم عليه السلام روزها نزد او آمده و با او گفتگو مىكرد، وقتى كه شب فرا مىرسيد بر مىگشت و شب را در صفا مىگذرانيد از ترس اينكه مبادا نفس او بر او چيره شود، و تا زمانى كه خداوند خواسته بود به اين حال باقى بود، و از مبدأ اعلى سخنى شنيده نمىشد و به فرستادن فرشتۀ وحى مشرف نمىگرديد، و حضرت سبحان بر حال او بصير بود و بر حالت او بر فرشتگان مباهات مىفرمود، تا زمانى كه توبۀ او مورد قبول و پذيرش خداوند قرار گرفت.
حضرت ابراهيم عليه السلام زمانى كه اسمعيل عليه السلام را در مكه گذاشت، كودك تشنه شد و در اين هنگام در ميان صفا و مروه قرار گرفته بود.
پس مادرش هاجر به جستجوى آب روانه شد تا بر صفا ايستاد، و گفت: آيا در اين بيابان آدمى زادى هست؟ كسى پاسخ او را نگفت.
پس از آنجا روانه به سوى مروه گشت، و در آنجا گفت: آيا در اين بيابان آدمى زادى هست؟ جوابى نشنيده، به سوى صفا برگشت و همان كلام را باز گفت. تا اينكه هفت بار اين عمل تكرار شد، پس به