55آنگاه به اسماعيل گفت: سنگ زيبايى را بياور تا آن را بر ركن قرار دهم و اين سنگ نشانهاى براى مردم به عنوان مبدأ طواف آنها باشد. جبرائيل، اسماعيل را به حجرالاسود رهنمون گشت و او آن را برگرفته و در جاى خود نهادند و در حالى كه بناى كعبه را بالا مىبردند، همواره اين دعا را مىخواندند: رَبَّنٰا تَقَبَّلْ مِنّٰا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ 1
وقتى بناى كعبه با بنّايى و معمارى ابراهيم و كارگرى اسماعيل بالا رفت و ابراهيم سالمند از بالا بردن سنگ احساس ناتوانى مىكرد، بر روى سنگى - كه آن را به عنوان «مقام ابراهيم» مىشناسيم - پاى مىنهاد و وقتى ناحيهاى از ديوار به پايان مىرسيد، اين سنگ از آن ناحيه به ناحيۀ ديگر جابهجا مىشد و ابراهيم بر روى آن مىايستاد و ديوار آن ناحيه را سنگچين مىكرد. و بدينسان سنگ جابهجا مىگشت تا بناى ديوارهاى اطراف به پايان رسد.
گويند اين سنگ از قديمالأيام پيوسته به ديوار كعبه بود تا زمان عمر ابن خطاب كه آن را اندكى از بيت جدا كردند و در جايى كه هماكنون قرار دارد نهادند. قرآن كريم اشارتى به بناى كعبه دارد، آنجا كه مىفرمايد:
وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثٰابَةً لِلنّٰاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنٰا إِلىٰ إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْمٰاعِيلَ أَنْ طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ الْعٰاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ
وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هٰذٰا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرٰاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ قٰالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلىٰ عَذٰابِ النّٰارِ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرٰاهِيمُ الْقَوٰاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمٰاعِيلُ رَبَّنٰا