40آنچه بيش از همه دربارۀ كعبه و حج، اذهان را به خود مشغول و معطوف مىسازد جريان مربوط به حضرت ابراهيم خليل است كه سرزمين فراموش شدۀ مكه را آباد كرد، سرزمينى كه نه حاصلخيز بود و نه كسى رغبت اقامت در آن را داشت و مىبايد اين نقطه از كرۀ زمين به خاطر وجود كعبه در آن، بلندآوازه گردد.
ابراهيم كه از حيثيت والايى از نگاه يهود و نصارى و مسلمين برخوردار است و از آن رو كه همۀ انبياى پس از او، از ذريّه و نسل و نژاد او هستند، به «ابوالأنبيا» نامبردار است. در راه دعوت مردم به خداى يكتا، كمترين دريغى در مجاهدت و فداكارى او ديده نمىشود و در طريق عقيدۀ توحيدى و آرمان الهى آنچنان خطر مىكرد كه بارها در معرض مرگ قرار گرفت؛ ولى هرگز از پايمردى خود دست ننهاد.
ابراهيم در سرزمين «اور» - كه ميان دجله و فرات در قسمتِ هامون به طرف جنوب قرار دارد - پرورش يافت. و تاريخ، گوياى آن است در زمانى كه ابراهيم در عراق مىزيست تمدن و فرهنگِ «بابِل» بر عراق حاكم بود. مردم بابِل بتهاى متعددى را پرستش مىكردند و هر شهرى را ربّ و خداوندگارى بود، هرچند رسماً در برابر «اِلٰه اعظم» خاضع بودند و شمار «آلهه» و بتها نيز رو به قلّت و كاستى نهاده بود.
ابراهيم در اين محيط - كه تعدّد آلهه در آن جلب نظر مىكرد و پيكرههايى براى آنها تراشيده و در پرستشگاهها نصب كرده بودند - مىزيست، اما با فكر صائب خود احساس مىكرد كه خدا يكى است و آن قدرتى كه بر هستى حاكم است يكتا و مُبرّىٰ از همتا مىباشد؛ لذا تصميم گرفت مردم را از خرافۀ شرك برهاند و افكار و انديشههاى آلودۀ آنان را از هرگونه تصوراتِ غلط و به بيراهه افتاده بپيرايد.