19و نعمت و مُلك و حكومت از آنِ تو است، آرى تأكيد مىكنيم كه تو شريك و ياورى در گردش چرخ و پرِ جهانِ وجود و كارسازى و تدبير آن ندارى، مىگويند:
«لَبَّيك أللّهُمَّ لَبَّيك، لَبَّيك لاٰ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيكَ، إنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعمة لك والملك، لا شريك لك.»
چنانكه در مقالتى اشاره كرديم، بايد اين پاسخ را دومين پاسخ انسانها به فراخوانِ توحيد و اظهار عبوديت برشمرد؛ زيرا آدمى از پيش و در عالم ذرّ، به ربوبيتِ حضرت بارى تعالى و عبوديت خويش زبان به اعتراف گشود و در برابر سؤال خداوندگارِ مدبّر و كارساز و مديرِ خود كه فرمود:
«آيا ربوبيت شما را من به عهده ندارم؟» آدمى پاسخ مثبت داد:
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قٰالُوا بَلىٰ شَهِدْنٰا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيٰامَةِ إِنّٰا كُنّٰا عَنْ هٰذٰا غٰافِلِينَ 1
«اى پيامبر! بنى اسرائيل را به يادآور، آنگاه كه از پشت آنها فرزندانشان را برگرفت و آنان را بر خويشتنشان گواه قرار داد كه آيا من رب [ و مالك و مولى و خداوندگار و سرور و مدبّر و مربّى و قيّم و منعم] شما نيستم؟ پاسخ دادند: آرى، ما گواهى مىكنيم. تا مبادا در روز قيامت اعتذار جوييد كه ما از اين ميثاق و پيمان در غفلت و بىخبرى به سر مىبرديم.»
فطرتِ آدمى، نخست بدين پرسش از ديرباز پاسخ مثبت داده و به وجود چنان خداوندگارى مدبر و كارساز و يكتا و طاعت و عبوديت خود