20و توحيد بارى تعالى اقرار مىكند.
هماكنون بارى دگر (در موسم حج) به هنگام احرام به خداى متعال عرض مىكند: آرى بار خدايا ربوبيت مطلق از آن توست و ستايش به معناى واقعى كلمه، و نعمت و حكومت آسمانها و زمين تو را است.
در تأييد پاسخ نخست - كه پاسخ تكوينى و مقامى و حالى بوده - هماكنون با آوازى كه سامعهها را مىنوازد زبان به توحيد و تقديس و تنزيه پروردگارش مىگشايد.
در اين پايگاه احساس مىكنيم با تمام وجود به استقبال خدا مىرويم و مىخواهيم به خانهاى روى آوريم كه همۀ اهل ايمان و اسلام در مقام اعتراف به توحيد، در سوى آن در قطعاتى از اوقات شبانهروز پنج بار، عبوديت خود را با تشريفات ويژهاى اعلام مىدارند، با كعبه با مقاديم بدن، و با دل و جان روياروى گشته و از همۀ ماسوىاللّٰه - با روى آوردن به كانونى كه مظهر توحيد است - روى برمىتابند. زائرى كه خويشتن را در كنار كعبه مىبيند پايگاهى بس ارجمند را احراز مىكند كه اگر هرچند از آن دور گردد بايد چنين استقبالى را به گاهِ نماز و نيايش رعايت كند؛ در نمازى كه چشم و دل و تمام اندام آدمى و همۀ قواى ظاهرى و باطنى در سوى آن بسيج مىگردند، و سراسر وجود نمازگزار در يك هدف متمركز مىشود كه مظهر يكتايى و يگانگى خداوندگار مدبّر جهانيان است:
قُلْ إِنَّ صَلاٰتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيٰايَ وَ مَمٰاتِي لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ
لاٰ شَرِيكَ لَهُ وَ بِذٰلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ 1
«بگو نماز و پرستش و عبادت و مراسم بندگى و زندگانى و مرگ من از