140هرچه زودتر خود را از تنگناى سالن نخست برهانند و بر زندان ديگرى در آيند و همينگونه يكى از آنها را پس از ديگرى همراه با انتظار و معطلى غير قابل انتظار پشت سر نهاده و سالنهايى را با بازديدها و تفتيشهاى متنوعى طى كنند؛ لذا وقتى ديدند توقف آنها طولانى است مثنى و فرادىٰ سرگرم اقامۀ نماز شدند. با اين كه علىالتناوب همۀ اين جمعيت متجاوز از پانصد تن وضو ساختند و نماز خواندند، هنوز سالن از جمعيت موج مىزد و كنار دروازۀ سالن بعدى براى ورود بر آن، در حال آماده باش به سر مىبردند و بالاخره با گذشتن مدتى طولانى، آخرين نفر سالن اول، خود را در سالن دوم يافت و درِ سالن اول بسته شد. امّا هنوز زائر خانۀ خدا اجازه نداشت نفس راحت بكشد، تازه به سالن بازديد پاسپورتها رسيده بود كه مىبايد پس از نزع و كندن برگهاى از پاسپورت، به نزع و جان كندنى ديگر براى رسيدن به باجۀ بازديد پاسپورت، او را به انتظار نشانند. چارهاى نبود، افرادى تازه كار و فاقد كارآيى و غير فنى را در ميان باجهها در كنار كىبرد و مانيتور كامپيوتر نشاندند، و زائرانى را كه در كنار باجهها مىستاندند كيفر بىلياقتى مفتش پاسپورتها را در حالى كه ساك بر يك و يا بر هر دو دست داشتند تحمل كنند. تازه پس از بازديد پاسپورت و ادخال مشخصات آن بر جناب كامپيوتر، نوبت به تفتيش بدنى رسيد كه مىبايد فرصتى طولانى را براى اين كار - به جاى اين كه استراحت كنند - در اختيار آن قرار مىدادند. قهراً مسافر خسته را سراسيمه مىكردند و خواه نا خواه ادب و اخلاق و نظم و ترتيب از ميان برمىخاست. به همين جهت در اين سالن، نظم و انضباط جاى خود را به هرج و مرج وا مىسپرد و دوربينهاى مدار بسته نيز بيكار نبودند و نظارگرى ثبّات و ضبّاط از اين صحنههاى وهن آميز بود كه بايد زوار عزيز خانۀ خدا، به ويژه در اينگونه