141موارد، بيشتر از خويشتن بپايند و رفتار خود را در خور زائرى كه پيرو على عليه السلام هست - امامى كه نظم و انضباط را همسنگ با تقوا عرضه كرده است - سامان دهند.
چنان بىنظمى برما حاكم گشته بود كه گاهى بدون علت نوبتم پيش مىافتاد و احياناً در ميان فشار جمعيت، بىجهت نوبتم در پس نوبت افرادى قرار مىگرفت كه در صف! چه عرض كنم در جمع پريشان و نامنظم، در پشت سر من جاى گرفته بودند.
هنوز در سالن دوم پشت در تفتيش بدنى هستيم. راه براى اين كار بر روى دو تا سه نفرى گشوده مىشد. كمتر جايى از بدن را ناديده مىگرفتند و از دست كشيدن و لمس هيچ عضوى از بدن دريغ نمىكردند! شاهد بودم عمامه دوتن از عزيزان را علاوه بر فشردن، از سر بر افكندند و كاملاً از هم پاشاندند و ولو شده و آويخته و در هم ريخته آن را به صاحبش پس مىدادند، ساكها را چنان زيرورو مىكردند و محتواى آن را بيرون مىكشيدند كه نهادن آنها در جاى خود مصيبتى ديگر به ارمغان مىآورد.
خداى را سپاس مىگفتم كه به كالبد شكافى براى بازديد اندامهاى اندرونى و محتواى آن دست نيالودند! هنوز در ميان سالن تفتيش، كه با نظارت بازرسان گوناگون درجه بندى شده بود، به سر مىبريم. بايد ساكهاى بزرگ و احياناً چمدانها - كه لوازم سفر و لباس و احرام و جز آنها را در خود داشت - مورد تفتيش قرار گيرد و مأموران امن! ساواكىهاى مفتش اگر نوشتههايى در چمدان و يا ساكها وجود داشت بازرسى كنند. ويا كتابها را بخوانند و يا تورق نمايند، و پس از بازديد غلاظ و شداد، تمبر خروج بر ظهر چمدانها و يا ساكها بچسبانند و پس از آن ماژيك به دستى دستپاچه و سراسيمه صليب و يا ضربدرى بر روى آن تمبر نقش كند. تازه راه به