133
سفرنامه
خداى را بسى سپاسگزارم كه به اين بندۀ بىمقدار منّت نهاد كه به عتبه بوسىِ بارگاهِ نبوى و حج بيت او در اين سال توفيق يابم.
قبل از اين سفر، در اين انديشه بودم كه به احتمال قوى چنين توفيقى دست نمىدهد؛ چرا كه اولياى امور را مصمّم مىديدم تا از شمار افراد در بعثه و سازمان حج بكاهند؛ و مآلاً كه مرا سهمى مهم و كارساز در امور حج نبود، خويشتن رادر فضايى از غم و اندوه محروميت احساس مىكردم و حتى در خود، آن جرأت و جسارت را هم نمىديدم تا دربارۀ اين امر، به پرس و جو پناه آرم؛ سزا بر آن ديدم كه رضاى خود را در رضاى الهى - مبنى بر فراهم نيامدن اين سفر - جستجو كنم.
زنگ تلفن به صدا در آمد، صداى دلچسب ولحن گرم وسرشار از صفا و صميميت دوست بزرگوار و دانشمند پارسايى، سامعۀ مرا نوازش