121شمار مىرفت. درميان بعضى از قبائل هندى به عنوان مثال در امر قربانى، پس از فوت مَرد، پشتهاى از هيزم را فراهم مى آوردند و همسر او را كنار اين پشتۀ هيزم مى نهادند و هيزمها را مشتعل مى ساختند و آتش به اين همسر سرايت مى كرد و هر دو را مبدل به خاكستر مى نمود.
يكى از انواع قربانيها نوعى خيال پردازى بوده است. پارهاى از مردم بلغارستان - بر سبيل عادت معمول - وقتى كه مى خواستند بنا و ساختمان جديدى را آغاز كنند، در انتظار نخستين عابرى به سر مىبردند كه از كنار آن بنا عبور مىكرد و سايۀ او را با نخ اندازه مىگرفتند و اين نخ را زير اولين خشتى مى نهادند كه آن را در بناى ساختمان استفاده مىكردند.
اين كار را نوعى قربانى مىپنداشتند و اين پندار و خيالشان از ديدگاه آنها از اين جهت قوت مىگرفت كه بر اين باور بودند كه صاحب اين سايه به زورى از دنيا خواهد رفت. اين قربانى عجيبترين قربانى است كه با نوع قبلى از نظر دلالت بر مطلوب، متفاوت به نظر نمى رسد. هر دو را بايد تمثيل و نشانه و رمز و سمبل همان قربانى انسانها بر شمرد كه در دوران كهن معمول بوده است.
پيشكشها و قربانيها از نظر سبكها و راه و رسم، مختلف بوده.
چنانكه نوع اين قربانيها متفاوت مىنمود. جز اينكه مشهورترين سبك و شيوه و رايجترين آنها در ميان جوامع، تقديم و پيشكش كردن قربانيها به آلهه بوده كه همۀ آنها و يا شمارى از آنها را به آتش مى افكندند تا دودهاى آن در اطراف و فضاى قربانگاهها و معابد بر فرازد و پخش گردد؛ دودهايى كه در طبقات فضا - چنانكه در اسفار عهد قديم آمده - آلهه را به شگفتى مى آورد. اين روش تنها روشى بود كه عهد قديم در عمدۀ قربانيها آن را تأييد مىكرد. حتى در قربانيهايى كه متشكل از گياهان و فرآوردههايى از آن؛ از