117
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ
قٰالَ لَأَقْتُلَنَّكَ
قٰالَ إِنَّمٰا يَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ 1
«و داستان دو فرزند آدم (هابيل و قابيل) را بر آنها بخوان، آنگاه كه قربانى كردند و اين قربانى از يكى از آن دو مورد قبول (پيشگاه الهى) واقع شد و از آن ديگرى قبول نشد. (قابيل به هابيل) گفت: قطعاً تو را (چون كه قربانى تو مقبول افتاد) مىكشم. هابيل گفت: خدا قربانى را از كسانى كه پرهيز كارند و از خدا پروا مىكنند مىپذيرد.»
اين عبادت خونين و خون رنگ، مصايب و آسيبهاى هولناك فراوانى را در طول تاريخ پديد آورد، چه بسيار مادران فرزند از دست داده و كودكان بى سر پرست و يتيم و زنانى بى همسر را باعث گشت و نيز چه بسيار افراد بىگناهى كه در راه قربانى، طعمۀ آتش و يا ماهيان دريا شدند و نيز فراوانند در تاريخ، پدرانى كه فرزندان خود را از رهگذر قربانى به آلهه پيشكش كردهاند و با دست خود، جان فرزندان خود را ربودند و همچنين شمار زيادى از افراد در طول تاريخ بشريت حتى فرزندان خويش را زنده به گور كرده و يا آنها را براى رضاى معبود خويش به دريا و غرق شدن در آن وا مىسپردند، و قربانيهاى خرافى، بسيارى از شهرها را به ويرانى كشانده و ملتهايى را به نابودى سوق داده است.
اين غايلههاى سوء از آن رو بوده است كه قربانى در كهنترين اشكال و صور خود و در ميان گروههاى بزرگى از اقوام بدوى و متمدن، انسانها را - بر حسب اختلاف امتها و اديان و اثر پذيرى از اوضاع و احوال و عوامل و اسبابى كه بر محيط آنان حاكم بود و آنان را به قربانى فرا مى