114مشعر را به ويژه بايد مانند ساير مناسك، شعارى شعور آفرين دانست.
براى كسب اين شعور بايد در ردۀ همۀ اقوام قرار گرفت؛ چرا كه قبلاً به خاطر اينكه با افكار جاهلى امتيازى در خود احساس مىكردند، در ضلالت و گمراهى و فقدان شعور لازم به سر مىبردند و با راه بردن با ديگران از عرفات بدين نقطه، بايد اين شعور واحساس در آنها پديد آيد كه ميان آنها و ديگران هيچ امتيازى جز تقوا نمىتواند حاكم باشد؛ تقوايى كه عامل اساسى ازدلاف و قرب به حضرت بارى تعالى است و در اينجا است كه تساوى خود با ديگران را بايد كاملاً درك كند.
قشيرى مىگويد:
در آيۀ ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ... اشاره به اين است كه تو خود را به چيزهايى از قبيل شكل ظاهرى و پوشاك و يا مزاياى ديگر كه ميان تو و ديگران تفاوت بر قرار مى سازد، شناسايى نكنى؛ بلكه خود را به سان يكى از آحاد بشناسى. اگر به ذهن تو خطور كند كه كارى انجام دادى و يا به تو يا براى تو يا با تو چيزى است، از خدا گذشت و آمرزش را در خواست كن و به باز سازى ايمان خود بپرداز كه چنين پندارى شركى خفى است كه با جان و روح تو عجين گشته است. 1
چنانكه ملا عبدالرزاق كاشانى طى تفسير آيۀ: فاذا أفضتم من عرفات فاذكروا اللّٰه عند المشعر الحرام... مىگويد:
وقتى كه خود را از مقام معرفتِ تامهاى - كه مرزِ نهايى مناسك حج و اساس و مرجع آن است؛ چنانكه نبىّ گرامى صلى الله عليه و آله فرمود: «الحَجُّ عَرَفَةٌ» -