115برمىفرازيد، خداى را در مشعر الحرام ياد كنيد؛ يعنى: جمال حق را در جايگاه سرّ روحى كه «خفى» نام دارد شهود كنيد؛ چرا كه ذكر در اين پايگاه عبارت است از شهود و مشعر نيز به عنوان جايگاه شعور.
احساس جمال و زيبايى، مُحَرّم است و نامَحْرم را سزا نيست كه بدان نايل گردد. 1
از شعور و شهود در مشعر تا دستيابى به مُنا در مَنا:
روز دهم ذىالحجه، خدا آشنايان در عرفه و شاهدان جمال حق در مشعر، بايد پس از طلوع آفتاب در منا درآيند و وقوفى ديگر را در مدتى درازتر در آن آغاز كنند. در اينجا صِرف وقوف و درنگ و انديشيدن كافى نيست؛ بلكه بايد حاجيان دست به كار گردند و آرزوهاى بلند خود را با خدا در ميان گذارند. جبرائيل نزد ابراهيم در اين جايگاه؛ يعنى «مَنا» آمد و به او گفت:
«تَمَنَّ علىٰ رَبّكَ ما شِئتَ، فَتَمنّى إبراهِيمَ في نَفسِهِ أنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ مَكانَ ابنِهِ إسماعٖيلَ كَبْشاً يَأمُرُهُ يَذبحه فِداءً لَهُ؛ فَأَعطي مُناه». 2
«از پروردگارت آنچه را مى خواهى آرزو كن. ابراهيم پيش خود آرزو كرد خدا به جاى فرزندش، اسماعيل گوسفندى را مقرر كند تا به او فرمان دهد آن را به منظور بازخريد اسماعيل قربانى كند و ابراهيم به اين آرزوى خود رسيد و آن را بدو اعطا كرد.»