94اوّل بايد شعور باشد تا آدمى به شناخت برسد. «سمّي المشعر الحرام؛ لأنّه مَعْلمٌ للعبادة». 1
به مشعر «مزدلفه» هم مىگويند، از مادّه «ازدلف» اىْ؛ دَنا \نزديك شد؛ «لأن النّاس يدنو بعضهم من بعض ». 2
نويسندۀ كتاب «مسالك الأفهام» نوشته است: گر چه در وجه تسميۀ عرفات (اين سرزمين وسيع) جهات گوناگونى ذكر شده و تمام وجوه در جلد دوّم صفحۀ 204 مسالك الافهام بيان گرديده است، ولى بهتر آن است كه بگوييم: اين سرزمين وسيع كه جذبۀ روحانى و معنوىِ عجيبى دارد، محيط بسيار آمادهاى است براى معرفت پروردگار و شناسايى ذاتِ پاكِ او و مشعر را هم از آن جهت مشعر گويند كه آنجا، مَعلَم و نشانهاى است از اين مراسم پرشكوه حجّ؛ «سمّيت مشعراً لانّه معلمٌ للحجّ...». 3
وچه خوب است كه انسانها در آن حالتِ روحانى و در آن شب تاريخى و هيجان انگيز (شب دهم ذىالحجّه) انديشه و فكر و شعورِ تازهاى در درونشان به وجود آيد و حالت آگاهى در آنان پيدا شود. مگر نه اين است كه كلمۀ «مشعر» از مادۀ «شعور» است.
در اينجا اگر به معناىِ لغوى كلمۀ «افاضه» 4 توجّه كنيم، جنبۀ بلاغىِ عبارت كه خَلْق به رودخانهاى تشبيه شده و مىخواهد بگويد: پس هنگامى كه اين رودخانۀ عظيم از سرزمينِ عرفات به جوشش و جريان