52
«من شعائر الله يعنى من معالم الله في الحجّ».
مفرد شعائر، شعيره است. اشعارالهَدْى؛ يعنى نشان گذاشتن حيوان قربانى با داغ و علامت ديگر.
فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ ، جُناح در لغت يعنى مَيْل و انحراف به هر طريقى كه باشد، ليكن بيشتر، در انحرافِ به گناه به كار رفته است و بعدها، در دين بهطور مَجاز، از جُناح تعبير به گناه شده است.
رفع تعارض
شايد به ذهن كسى خطور كند كه ظاهراً در آيه، تعارضى هست، بدين معنى كه، چطور مىشود بگوييم: صفا و مروه از شعائراللّٰه است و گناهى نيست كه سعى، ميان آن دو انجام شود؟
در پاسخ مىگوييم: چنين نيست بلكه بايد بدانيم كه در دورۀ جاهليّت، عربها پس از زيارت بُتهاى خود، طواف و سعيى هم براى صفا و مروه انجام مىدادند و چون مسلمان شدند، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند كه آيا طواف و سعى صفا و مروه، ضرورت دارد؟ اين آيه نازل شد: إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ... و بعدها رسم شد كه ميان اين دو كوه، سعى انجام شود.
وقتى مىگوييم: «لا جناح عليك أن تفعل » خودِ اين عبارت، اباحه و دستور جواز انجام فعل است.
و وقتى مىگوييم: «فلا جناح عليك الّا تفعل » خود، اباحهاى است براى ترك فعل و مىتواند دستورى براى انجام ندادن آن كار