49معناى «يرفع» يعنى: يثبت و يبنى؛ زيرا وقتى كه هر راه چيده شود و بنّا، آن را روى هم بگذارد، متّصف به ثبوت مىشود.
و رفع بنا و بالا آمدن ساختمان، چيزى است كه به تدريج و خود به خود درست مىشود و در واقع بالا آمدن بنا با روى هم گذاشتن مواد و مصالح ساختمانى ملازمه دارد، و در اين مورد هم از بابِ اطلاق معناى «لازم» و ارادۀ معناى «ملزوم» است.
اين كه قرآن گفته است: وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرٰاهِيمُ الْقَوٰاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ ... فصيحتر است تا كه گفته شود: «...يبنى على القواعد» و يا بگوييم: «و اذ يرفع ابراهيم قواعد البيت ...» ؛ زيرا در اين دو تعبير، ابهام وجود دارد و ابهام موجب ناخوشايندى است و روشنىِ عبارت موجب شادى و خوشايندى، در صورتى كه در تعبير قرآن هيچ ابهامى وجود ندارد و بسيار هم فصيح است.
فاضل مقداد، ذيل بحث از همين آيه نوشته است:
«و اسمٰعيل» واو، براى بيان حال است و «اسمعيل» مبتداست و مىدانيم كه بناى بيت، نياز به دستيار دارد؛ يعنى «اسمعيل يناوله».
در بابِ رَبَّنٰا تَقَبَّلْ مِنّٰا نوشته است: اين جملۀ دعائيه دلالت دارد بر اين كه خانه را براى عبادت ساختند و نه براى سكونت؛ زيرا هدف اصلى از درخواستِ تقبّلِ چيزى، جز عبادت، چيز ديگرى نمىتواند مُتصوّر شود. 1
علاّ مه جواد الكاظمى (متوفّاىِ اواسطِ قرن يازدهم ه . ق.) همان