65
تو هستند.
5 - نگو من مأمورم و دستور مىدهم و بايد اطاعت كنيد كه باعث فساد دل و سستى در دين و زوال نعمتها مىگردد.
6 - كسى را كه به گفتن عيبهاى مردم اصرار دارد، بيش از همه او را از خود دور كن و آنچه از عيوب مردم نمىدانى پيگيرى مكن وآنچه را كه مىدانى بپوشان.
7 - در دل كينه از كسى نگير و رشتۀ انتقام را از خود دور كن.
8 - نبايد نيكوكار و بدكار نزد تو به يك پايه باشند كه آن نيكو كاران را از نيكويى كردن بىرغبت سازد و بدكاران را به بدى كردن وا دارد و هر يك از ايشان را به آنچه كه برگزيده، خبر ده.
9 - سنتهاى نيكو را مشكن (آن سنتهايى كه به سبب آن الفت و انس بين مردم ايجاد شده است).
10 - دوستى و علاقۀ خود را به كسانى كه آنها را آزمايش نموده و موجب رنجش آنان شدهاى به زبان آور، زيرا اين عمل برپاخاستگان را به هيجان و نشستگان را به پا مىدارد.
11 - بزرگى افراد، تو را بر آن ندارد كه كار كوچكش را بزرگ شمارى و كوچكى كسى، تو را وادار نسازد كه كار بزرگ او را كوچك شمارى.
12 - اگر مردم يا زيردستان به تو گمان حيف بيت المال بردند، گمان بد آنها را از خويشتن با برهان و دليل دور نما.
13 - از اين كه بر رعيت به نيكى كه مىكنى، منت گذارى بپرهيز و نيز از اين كه كارت را بيش از اندازه بزرگ در نظر آورى، كه منت نهادن، احسان را بىنتيجه مىكند.
14 - بپرهيز از اين كه به مردم وعدهاى دهى و به آن وفا نكنى كه سبب خشم خدا و مردم مىشود.
15 - هنگام بر افروختگى از خشم و تندى و زشت گويى زبان، بر