87به هر حال پس از هفت سال به تلاش برخى از كشورهاى اسلامى روابط ايران و سعودى رو به بهبود نهاد و زائران ايرانى كه ازسال 1360 ه.ق در موسم حج غايب بودند،بار ديگر در سال 1367 ه.ق سيل آسا از سراسر ايران راهى حجاز شدند.نگارنده نيز با وجود عدم امكانات مالى،تصميم به انجام حج گرفتم و پس از تصميم نخستين وسيله آن كه گذرنامه بود،به آسان ترين شيوۀ ممكن فراهم شد،اما روشن است كه گذرنامه با فقدان امكانات مالى كارساز نيست و تنها اميدم توسل به خاندان وحى و رسالت بود كه بر اثر الطاف و عنايات آنها،به آرزوى ديرينه ام دست يابم.
به همين جهت پنج شنبهاى به همراهى برخى از دوستان به زيارت امامزاده«ابو الحسن»كه در دو كيلومترى غرب شهر رى است،رفتيم كه بسيار مجرب است و شب را تا بامداد در حرم آن حضرت به توسل و توجه گذرانده و حاجت خويش را خواستم.
شب جمعه بود كه در عالم خواب ديدم وارد مسجدى شدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و امير المؤمنين عليه السلام در آن جا بودند.من به آن دو شخصيت فرزانه سلام و اظهار ارادت كردم و ديدم پيامبر صلى الله عليه و آله رو به على عليه السلام كرد و فرمود:
«على جان! رازى مىخواهد امسال به خانۀ خدا مشرف شود،اما وسايل آن را ندارد،من دعا مىكنم شما آمين بگو تا فراهم شود».و آن گاه آن گرامى دعا كرد و امير مؤمنان عليه السلام آمين گفت.من در اوج شادمانى از خواب بيدار شدم و به بيت آيت اللّٰه حاج شيخ على اكبر برهان-كه از علماى تهران و دوستان نزديك بود-رفتم و جريان را به او باز گفتم.
ايشان فرمودند:امسال به طور قطع تو به خانۀ خدا تشرف خواهى يافت،اگر چه كسى از ايران نرود؛چرا كه اين روايت از پيامبر صلى الله عليه و آله قطعى