167خويش چيزى به مراتب بهتر از آنچه از بيم او ترك كردهاى به تو عنايت فرموده است. 1
نتيجه راستگويى
ابو عبداللّٰه مغربى گويد:خانهاى از مادر به ارث بردم.آن را به پنجاه دينار فروختم.پولها را در بغل گرفته و رهسپار مكّه شدم.
راهزنى به من رسيد و گفت:چه دارى؟ گفتم:پنجاه دينار.گفت:بيار.به وى دادم،آن را گشاد و نگاه كرد و به من باز داد.پس شترش را خوابانيد و به من گفت:بنشين.گفتم تو را چه رسيده است؟ گفت مرا از راستى تو دل پر مهر شد.با من به حجّ آمد و مدّتى در صحبت من بود.در آن جا توبه كرد و از اولياى حقّ شد. 2
تأثير كلام خداوند
اصمعى گويد:روزى از مسجد بصره خارج شدم.در راه عرب باديه نشين دزدى را ديدم كه بر شترى نشسته و شمشيرى را حمايل كرده و كمانى بر بازو داشت.
نزديك من كه رسيد سلام كرد و گفت:از كدام قبيلهاى؟ گفتم:از بنىالاصمعى.گفت:تو اصمعى نيستى؟ گفتم:چرا.گفت:از كجا مىآيى؟ گفتم:از جايى كه تلاوت كلام خدا مىكردند.گفت:خداى را كلامى هست كه آدميان مىتوانند آن را بخوانند؟ گفتم:بلى.گفت:بخوان.من سورۀ والذاريات را بر او خواندم چون به اين آيه رسيدم