112هاتفى از غيب آواز داد:اى مرد نيك بخت! مپندار كه اين طاعتها و عبادتهايت،بخشش و احسانى است به پروردگارت.تو بايد با اين كارهايت به دل آسودگى برسى و به مقام اطمينان نايل گردى.
گرش رحمت حقّ نه دريافتى
توسّل به حضرت سيد الشهدا
شخصى به نام ميرزا على ايزدى-كه از ارادتمندان خاندان عترت بود-نقل مىكند:پدرم سخت مريض شد و به ما امر كرد كه او را به مسجد ببريم.گفتيم:براى شما بد است،چون تجار و اشراف به عيادت شما مىآيند و در مسجد مناسب نيست.گفت:مىخواهم در خانه خدا بميرم و علاقۀ شديدى به مسجد داشت.ناچار او را به مسجد برديم تا شبى كه خيلى مرضش شديد شد او را به منزل برديم و براى مايقين شد كه تا فردا صبح خواهد مرد.
هنگام سحر شد،ناگاه من و برادرم را صدا زد.نزدش رفتيم،ديديم عرق بسيارى كرده است.به ما گفت آسوده باشيد و برويد بخوابيد و بدانيد كه من نمىميرم و از اين مرض خوب مىشوم.ما حيران و سرگردان شديم.ديگر اثرى از مرض در او نبود،ولى ما نپرسيديم كه چگونه خوب شده است و اين براى ما معمّايى باقى ماند.