234
حاجى17:
شفاى دخترم
عبدالرضا صالحى از اصفهان هستم. چند سال در انتظار ماندم تا اين كه سال گذشته نوبتم شد، ولى مشكلات زيادى داشتم. دخترم هم انحراف مهره داشت كه 10 ميليون تومانهزينه برمىداشت. نيمههاى شب دعا مىكردم و هاىهاى مىگريستم. قرار شد دخترم عملشود. همسرم به يكى از مراجع مراجعه كرد و گفت: شوهرم، به خاطر بيمارى دخترمان مىخواهد حج نرود، نظر شما چيست؟ آن مرجع هم گفته بود: دخترتان را عمل كنيد و شوهرتان سال ديگر حج برود. ما قرار بود كه دخترمان را در اصفهان عمل كنيم كه به طور اتفاقى دوستى به خانهمان آمد و توصيه كرد كه قبل از عمل، بياييد تهران نزد فلان دكتر.
دخترم هم گفت: پس اول مشهد برويم؛ بعد تهران. دخترم و مادرش براى زيارت و دعا مشهد رفتند. هنوز برنگشته بودند كه يك روز طلبهاى خانهمان آمد و به من گفت: مطمئن باش كه شما دخترتان را عمل نخواهيد كرد! دخترم كه برگشت؛ شفا يافته بود.
حاجى18:
شفاى بيمارى قلبم
جعفر طهان خادم مسجد حضرت ابوالفضل عليه السلام سمنان هستم. در عرفات به وضوخانه رفتم، يك زائرى جلوتر از من بود، من براى وضو گرفتن به او تعارف كردم رفتم و وضو گرفتم و برگشتم. او همچنان ايستاده بود، به من اشاره كرد، به طرفش رفتم. او دست روى قلبم گذاشت، و زير لب چيزى خواند، از آن روز انگار نه انگار كه قلبم مريض است. تا آن روز هر پلهاى كه بالا مىرفتم، لحظهاى مكث مىكردم. خيلى آرام مىرفتم، قفسه سينهام گهگاه درد مىكرد. از آن روز سالم و قبراق هستم.