202
رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ 1ذرّه ذرّهى مولكولهاى شما را به وَجْد آورد، چيزى بگوييد. چرا سكوت كردهايد؟ اى سنگ صبور همهى رازها، نيايشها، نجواها و مناجاتها! آيا به خاطر دانستن اسرار حق بر دهان شما هم قفل زدهاند و آن را دوختهاند؟!
اصرار بىفايده است، جاى نامحرم نباشد پيغام سُروش. من كجا و اين توقعات كجا؟ فقط بايد نمازى و دعايى و اشكى و سلامى، والسلام.
سلام بر حرا، سلام بر سنگهاى صبور و پر خاطره، سلام بر آسمان جبلالنور، سلام بر فضا، سلام بر هوا، سلام بر جاى پاى فرشته، سلام بر صداى بال فرشته، سلام بر جاى پاى محمد صلى الله عليه و آله ، سلام بر جاى پاى على عليه السلام ، سلام بر نفسهاى خديجه عليها السلام ، سلام بر سفرۀ نان و بر كوزهى آب خديجه كه براى محمد صلى الله عليه و آله مىفرستاد، سلام بر روح جهانى متمركز شده در اين كوه، سلام بر انرژىها و اسرار سرگردان. سلام بر لحظات، لحظاتى كه محمد صلى الله عليه و آله منتظر فرشته مىماند، تا بخواند نامهى معشوق را و بشنود پيامش را. سلام بر انتظار؛ انتظار سخت و جانفرساى محمد صلى الله عليه و آله براى ديدن نامهرسان و پيامرسان.
واى كه اين كوه چه اسرارى دارد! چه خاطراتى دارد! واى اگر روزى اين سنگها زبان باز كنند! و واى اگر ما مَحرم بوديم و پيغام سروش را مىشنيديم.
دست به دامن امالقرى شوم. اى مكه! اى مادر شهرها، اى شهر رازها! تو بگو.
از آن چه در سينه دارى، ذرهاى بگو. بگو از طفوليت محمد صلى الله عليه و آله ، از