137جزاست، او حىّ و قيّوم است، او ذُوالجلالُ و الاكرام است. او سميع و بصير است اگر باز راضى نشد بگوييد او كسى است كه آنچه در زمين و آسمانها است او را تسبيح مىكنند. او كسى است كه نه چرت مىزند و نه خواب او را فرا مىگيرد، او كسى است كه فراگرفته كرسى او آسمانها و زمين را، او كسى است كه برتر و عظيم است او كسى است كه علم قرآن و بيان آموخت و ستارهها و درختان او را سجده مىكنند خدايا! چه كنم؟ خودت گفتهاى كه بينديش. درك و انديشهام بيش از اين نيست.
دست از ذكر و فكر برداشتم لحظاتى به تماشاى پرندههاى ابابيل كه سبك و سريع در اطراف خانهى خدا در پرواز و در چرخش بودند مشغول شدم. خدايا در دل آنها چه مىگذرد؟ آنها كه فاتح جنگ با اصحاب فيل بودند آنها كه ابرهه را مانند كاه جويده شده كردند به چه مىانديشند؟ خدايا تويى كه همهى اين انديشهها را مىدانى!
شش روز خدا
تا نماز ظهر حدود يك ساعت وقت داشتم، لذا قرآن را باز كردم كه قرآن آرامش دهندهى قلبهاست. سورۀ سجده بود، ابتدا افسوس خوردم كه چرا قرآنهاى خودمان كه معنىدار هستند نبود تا به قول امروزىها «حال» كنم.
ولى خوب مىشود چيزكى استنباط كرد و روى آن تفكر و تأمل كرد.
اين خدا به همين قانع است! آيۀ سوم سوره درست همان مطالبى بود كه در غار دربارهاش فكر مىكردم! اللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَاْلأَرْضَ وَمٰا بَيْنَهُمٰا فِي سِتَّةِ أَيّٰامٍ ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ ديگر نتوانستم خواندن را ادامه دهم. تير درست به هدف خورد. تيرى به عقدۀ دلم خورد و آن را تركاند!