136برايم امكان دارد و درك و شعورم اجازه مىدهد اذكار را با تعمق در مفهوم آن انجام دهم. روز قبل آيات سورۀ حمد را خوانده بودم و امروز نوبت آيات سورۀ توحيد بود.
تسبيح را در دست گرفتم روبروى خانهى خدا و با چشمان بسته شروع كردم: قُل هَو اللّٰه احد. بگو كه او خداى احد است، 33 بار گفتم وقتى خواستم آيه بعدى را شروع كنم؛ ديدم كه تمام وجودم مايل است همان آيه اول را ادامه دهد. 33 بار ديگر تكرار كردم، ديدم كه نمىتوانم آنرا قطع كنم، زبان بىاختيار مىگفت، گويى اين آيه سالها در وجودم تلمبار و فشرده شده و حال مىخواهد از نوك زبانم بيرون بيايد، درست مثل هواى فشرده در داخل يك بادبادك، كه اينك روزنهاى پيدا كرده. من هم تسليم شدم، گفتم و گفتم، آرام و آرام سر و كلهى اشك هم پيدا شد، از روى گونهام سُر خورد و در زير چانه جمع شد. سرانجام با كمى فشار و تكانى بخودم آيه دوم را شروع كردم. اللّٰهُ الصَّمَدُ . يك بار، دوبار، پنج بار و...
ولى مثل اين كه مطلب جديدى نگفتهام چنان به نظر مىرسيد كه اين آيه توضيح آيه اول است و پاسخى است به افرادى كه سئوال كنند كه «احد» يعنى چه؟ آيه را 33 بار خواندم. آيهى بعدى را شروع كردم، اين آيه هم كه به نظر مىرسيد توضيح بيشتر آيۀ اول است آيهى چهارمى يعنى آخرين آيه هم كه به نظر مىرسيد براى تكميل و تشريح آيات قبل باشد، پس هر چه هست همان آيهى اول است.
در شناسنامهى خدا فقط همين آيه كافىست «او احد است» حالا اگر كسى توضيح بيشترى خواست و كلمهى «اَحد» او را قانع نكرد؛ بگوييد كه او صَمد است. او نه زاده و نه زاييده شده. او نظير و مانندى ندارد. اگر باز توضيح بيشترى خواست بگوييد كه رحمٰن و رحيم است. او مالك روز