227نيست، بلكه جلب رضايت براى عدالت است، چرا كه در مسيحيت، اساس و پايۀ نجات و رهايى و راه ورود به آن، خود عيسى مسيح - بهعنوان «كرسى رحمت» - مىباشد و اين موضوع را مىتوان متمم اعلان تدريجى خداوند دانست كه لحظهاى پيش از راندن و بيرون كردن انسان (آدم و همسرش حواء) از بهشت عدن، شروع شد، يعنى همانجايى كه خداوند وعده داده بود كه نجاتدهنده خواهد آمد، 1 البته انسان نسبت به اخطار قبلى خداوند در مورد دورى كردن از خوردن ميوۀ ممنوعه، آشنا بود، 2 و خداوند پروردگار به آدم سفارش كرد كه: «تو مىتوانى از ميوۀ تمامى درختان بهشت استفاده كنى و بخورى، اما از ميوۀ درخت - ممنوعه - شناختِ خير و شر نخورى، زيرا اگر از آن بخورى حتماً مىميرى».
همۀ طوايف و فرق مسيحيت ايمان دارند كه مرگ بر همۀ انسانها عارض مىشود و آن عبارت است از به اجرا درآمدن و تنفيذ مطلبى كه خداوند، انسان را در مورد آن هشدار و توجّه داده بود و آن، «عدالت خداوند» است. 3 البته به اجرا درنيامدن و تنفيذ نكردن عقوبت مرگ بر انسان، خود تناقضى در ذات و شخص خداوند بهوجود مىآورد كه اين هم به دور از شأن اوست.
انواع مرگ
با استناد به آنچه قبلاً گفته شد، سه نوع مرگ در مفهوم مسيحيت