228بهدست مىآيد:
اولاً مرگ روحى (ادبى): كه درنتيجۀ گناه انسان يا تمرد و عصيان او درمقابل خداوند است كه كتاب مقدس آن را بهعنوان جدايى كامل بين خداوند و انسان، مىداند، از اينرو نمىتواند به او نزديك شود، زيرا آيه مىگويد: «گناهانتان موجب جدايى شما از خدايتان شده و معصيتهاى شما، چهرۀ او را از شما پوشاند تا صداى شما را نشنود». 1
ثانياً مرگ جسمى: كه نتيجه و سرنوشتى است كه همۀ فرزندان آدم با آن سرو كار دارند، آنگاه كه خداوند به او گفت: «براى اينكه تو... از درختى خوردى كه به تو سفارش كرده بودم تا از آن نخورى، اما به سبب عمل تو زمين نفرينشده گرديد، تا آن زمان كه به زمين برگردى، همان جايى كه از آن گرفته شدهاى، براى اينكه تو از خاك هستى و به خاك برمىگردى. 2 و عهد جديد نيز بر آن تأكيد دارد، چراكه «جزاى گناه مرگ است»، 3 كتاب مقدس با صراحت اعلام مىكند كه آدم علت حقيقى وجود مرگ است: «مثل اين است كه به واسطۀ يك انسان (آدم)، گناه به عالم وارد شد و بهواسطۀ گناه، مرگ بهوجود آمد و به اين ترتيب مرگ به همۀ انسانها سرايت كرد، چراكه همگان مرتكب خطا و گناه شدند». 4
ممكن است كسى بگويد: چه رابطهاى بين گناه اوليۀ آدم و بقيۀ افراد بشر وجود دارد؟ آيا عادلانه است كه خداوند تمامى بشر را بهواسطۀ