214اينكه او مردم را بهسوى رهايى و نجات هدايت خواهد كرد.
منابع و مآخذ مكتب بودايى نيز اين مطلب را ذكر مىكنند كه به هنگام ولادت او، نور درخشندهاى در آسمان ظاهر شد كه باعث شد لالها به سخن درآيند و كرها بشنوند و لنگها بر پاى خويش بايستند، و خود بودا نيز در موقع تولد سخن گفته و اعلام كرده است كه او سرور كائنات خواهد بود.
همچنين اين منابع ذكر كردهاند كه يكى از مرتاضان و زاهدان ساكن در كوههاى هيمالايا هيچ اطلاعى از تولد بودا نداشت، اما در عين حال در آسمان جشنى را مشاهده كرد كه از طرف ملائكه برپا شده بود، از اينرو او از موضوع تولد «منجى» اطلاع پيدا مىكند و از طريق تشعشع نور از جانب بودا، محل او را پيدا نموده و به آن سو رفت تا به او رسيد و به پدر و مادر او بشارت داد كه او آيندۀ درخشانى خواهد داشت.
در اينجا مفهوم بودايىِ «نجاتدهنده» به نوع خاصى از مقولۀ رهايى اشاره دارد كه هيچ ارتباطى با موضوع نجات و رهايى از اوضاع اجتماعى وخيم و فاجعهبار ندارد، بلكه به مقولۀ رهايى روحى محض منحصر مىشود، تحت اين عنوان كه جوهر مشكل انسانها در متن زندگى دنيوى؛ با همۀ غمها و شادىهايش، نهفته است.
البته اين نوع «نجاتدهنده» مخالف آن نوعى است كه «نجاتدهنده» در آن نقش مثبتى را جهت رهايى و نجات مردمش از ظلم و جور و بدبختى و رنج ايفا مىكند، همانطور كه در نمونههاى دين يهود و اسلام ديده مىشود كه براساس «اُمت» استوارند نه «فرد»، ضمن اينكه زمان را به دو بخش دنيوى و اخروى - با وجود اينكه مفهوم اخروى حيات نزد