205يا اينكه موجب كارشكنى روند تفاهم بين همه گردد كه ممكن است در يك جامعۀ واحد و يا بين تمدنهاى مختلف باشد.
قوانين طبيعى
انديشۀ انسانى به شناخت قوانين طبيعى راه يافت، كه اين خود ديدگاهى را بهوجود مىآورد كه احتمال دارد، مورد قبول همگان واقع شود و آن اينكه عالم سنتهاى طبيعى دارد و وظيفۀ انسان اين است كه آنها را كشف كند و براى اهداف و اغراض خويش آنها را - از طريق عقل و تجربه - بهكار گيرد و مورد استفاده قرار دهد.
قوانين معرفتى
همچنين انتظار مىرود انديشۀ دينى - فلسفى انسانى به قوانين معرفتى مورد توافقى برسد كه دربرگيرنده و پذيرندۀ وسايل چهارگانۀ شناخت و معرفت باشد كه عبارتند از: وحى، الهام، عقل و تجربه؛ و براى هر بخش لازم است حوزۀ مشروع و قابل قبولى اختصاص يابد، در اينصورت مناقشۀ بين دين و لائيسم فيصله پيدا مىكند.
قوانين اخلاقى
آنچه را بايد انتظار داشت، اين است كه مردم بر اصول و منابع قوانين اخلاقى اتفاق نظر داشته باشند كه از ويژگىهايى نظير: همانندسازى، كلىنگرى و از خودگذشتگى برخوردار باشد، در اينصورت درگيرىهاى موجود پيرامون علم اخلاق ( Axiology ) پايان مىپذيرد.