204مهدى در سودان، درواقع نمايانگر همان اصلاح و تجديد دين در هر صد سال مىباشد و همچنين با ديدگاه فخر رازى و ابن كثير و فارابى بهعنوان فيلسوف در (مدينۀ فاضله) و موضوع «غوثالزمان» از نظر صوفيه، مطابق آنچه قبلاً به تفصيل آن پرداختيم، هماهنگى دارد.
اختصاص دادن موضوع مهدويت به خود و از منظر كسانى كه به آن اعتقاد دارند، از جهت پايبندى هر فرقه به اعتقادات شخصى خود و نيز از جهت رهبران آن فرقهها، عملاً موجب اختلاف بين مسلمين مىشود، اما اگر از مسألۀ نسب و خويشاوندى و جزميت در توقيت دست برداشته، بهسوى گرايش مسوولانه گام برداريم، وحدت و نزديكى بين فرقهها و مكتبهاى اسلامى بهوجود مىآيد و بدين ترتيب مقولۀ امام محمد احمد المهدى در سودان را بارور خواهد كرد.
همانطور كه عقيده به مهدويت موجب اختلاف بين فرق و مكتبهاى مسلمانان شده، اعتقاد به مسيحيت نيز مايۀ اختلاف بين كل اهل كتاب است، چون يهودىها داراى نوعى اعتقاد و مسيحيان داراى اعتقادى ديگر و مسلمانان پيرامون اين موضوع عقايد خاصى دارند.
صرفنظر از اينگونه اختلافات - چه بين مسلمانان، در مورد انديشۀ مهدويت، يا پيرامون مسيحيت و يهوديت - ولى بههرحال انسان مىتواند از موارد منفى آن چشمپوشى كند، آن هم نه از طريق يكسانسازى ديدگاههايشان و يا ناديده گرفتن اختلافاتشان، بلكه از طريق تأمين حداقل توافق پيرامون مجموعهاى از مفاهيم كه تعامل حكيمانه را - با وجود آن اختلافات - محقق مىسازد كه عملاً و پيوسته ديدگاه و عقايد انسانها را بارور و بالنده مىكند، بدون اينكه بخواهد باعث منازعات خونين شود و