171چرا كه اسلام همچون يك كوكب وابسته به منظومۀ دينى بزرگ است، و هرگز از آن جدا نيست، ضمن اينكه خصوصيات خاص خود را دارد، زيرا اسلام براى تمامى عالم بشريت است «للناس كافة» و بهعنوان آخرين رسالت الهى، كليۀ اقوام و ملل را مورد خطاب قرار مىدهد، از اين گذشته مسألۀ ختم نبوت و رسالت، اصلاً بهمعناى قطع ارتباط با وحى و اتصال معنوى نيست، خداوند مىفرمايد: «اِتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ »؛ 1 «تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (درميان مردم و در مسير زندگى خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد، و خداوند آمرزنده و مهربان است».
همچنين در حديث قدسى آمده است كه: «مٰا يَزالُ عَبْدي يَتَقَرَّبُ إلَيَّ بِالنَّوافِلِ حَتّى احِبَّهُ فَإذا أحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعُهُ الَّذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الَّذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ الَّتي يَبْطِشُ بِها وَرِجْلَهُ الَّتي يَمْشي بِها وإنْ سَألَني لأَعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَني لأُعِيذَنَّهُ»؛ 2 «بندهام پيوسته از طريق عبادتهاى مستحبى به من نزديك مىشود، تا آنجا كه من او را دوست مىدارم، پس اگر او را دوست داشتم، گوش او مىشوم كه با آن مىشنود و چشم او مىشوم كه با آن مىبيند و دست او مىشوم كه با آن مىكوبد و پاى او مىشوم كه با آن راه مىرود، و هرگاه از من چيزى بخواهد، به او مىبخشم و چنانچه به من