98نوميد و بيزار، و به فضل و كرم الهى واثق و اميدوار؛ زيرا وقت تلبيه آغاز عمل حج است و آن محلّ خطر است».
روايت است كه: «حضرت على بن الحسين عليهما السلام چون احرام بست و بر مركب سوار شد، رخسارش زرد گشت و لرزه بر وى افتاد و نتوانست، تلبيه گويد. پرسيدند: چرا لبّيك نمىگويى؟ فرمود: مىترسم كه پروردگارم گويد: «لالبّيك ولاسعديك»! پس چون تلبيه گفت، بيهوش شد و از مركب درافتاد و پيوسته اين حال وى را فرا مىگرفت تا از حج فارغ گرديد».
وچون درميقات آوازمردمان ازروى بيم و اميد به تلبيه بلند شود، بايد به ياد آرد كه اين اجابت نداى خداى تعالى است كه فرموده است: وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ... 1؛ و مردم را نداى حج در ده تا سوى تو آيند.
و از اين ندا بايد نداى خلق را به هنگام دميدن صور و برآمدن ايشان را از گور و جمع شدن آنان را در عرصات قيامت - كه اجابت نداى پروردگار است - ياد كند كه بعضى مقبول و مقرّب و بعضى مردود و مطرودند. و در آغاز كار، همانند حاجيان در ميقات، ميان بيم و اميدند كه نمىدانند اتمام حج و قبول آن براى ايشان ميسّر است [ يا نه] ». 2
تو مجرّد گشته از جمله علايق مردوار
(عبدالرزاق اصفهانى)