99پايان اين فصل را گفتههاى نايبالصدر شيرازى در كتاب تحفة الحرمين قرار مىدهيم كه نوشه است:
«هنگام گفتن لبّيك، متذكّر باشد كه آيا در زمرۀ: «الّذين نُودوا فَاَجابوا وشُوقوا فاشْتاقُوا واُستنهضوا فنهضوا وقطعوا العلايق وفارقوا الخلايق وأقبلوا على بيت اللّٰه الذي رفع قدره؛ تسلياً بلقاء البيت عن لقاء ربّ البيت الى ان يرزقوا منتهى مناهم و سعدوا بالنظر الى مولاهم» [ \ آنانى قرار دارى كه فراخوانده شدند و آنان اجابت كردند و به سوى او تشويق شدند و با اشتياق پاسخ دادند و به حركت فراخوانده شدند و آنان به پا خاستند و از وابستگىها رهيده و از همه بريدند. آنان به جاى ديدار صاحبخانه، خود را به ديدار خانه تسلّى بخشيدند و سرانجام به آرزوى ديرينشان نائل آمده، به ديدار دوست، كامياب گرديدند] ، يا آنكه در حزب كسانى است كه در جواب تلبيه بگويند: «لا لبّيك ولا سعديك» در خوف و رجا باشد جز به فضل و كرم حق متكل نشود. اوّل خطرات است. پير هروى مىفرمايد: «الهى! همه از انجام مىترسند، عبداللّٰه از آغاز».
لبّيك عشق زن تو در اين راه خوفناك
و احرام درد گير در اين كعبۀ رجا
(عطّار)
حال كه با اسرار اين «كلمۀ الهى» آشنا شدى، بكوش كه آن را با تمام وجود بر زبان جارى كنى و نهايت توجّه و حضور قلب را داشته باشى.
مرحوم فيض كاشانى در كتاب خلاصة الأذكار گويد: «ذكر را چهار مرتبه است:
نخست آنكه ذكر تنها بر زبان جريان يابد.