79«مراعات رفيق آن است كه براى خويشتن «اخوان صفا» برگزيند و از مصاحبت دوستان بىوفا دورى جويد و در اتحاد دل و عمل خود با برادران خويش در تحصيل معرفت و محبّت خدا، كوشش كند و در تعاون بر تمام اين امور مجاهده نمايد؛ زيرا اجتماع و اتحاد دلها و همّتها را تأثير خاصى در نيل به مقصود است». 1
البته از طرف ديگر سعى كند كه براى خود مشغله قلبى ايجاد نكند و اين گونه نباشد كه همواره با دوستان و رفقا به سر برد و با آنها سرگرم شود.
مرحوم بهارى همدانى رحمه الله گويد:
«[ حجگزار بايد] مشغلۀ قلبى در سفر براى خود فراهم نياورد، تا او را در حركات و سكناتش - كه بايد به ياد محبوب خود باشد - باز دارد؛ چه از قبيل عيال و اولاد باشد، يا رفيق ناملايم الطبع باشد، يا مالالتجاره باشد، يا غير آن. مقصود اين است كه خودش به دست خود، اسبابى فراهم نياورد كه تمام همتش در سفر، مصروف آن باشد؛ بلكه اگر بتواند با اشخاص همسفر شود كه تذكّر ايشان بر اين غالب باشد يا هميشه اگر غفلت ورزيد، آنها اين را به ياد خدا بيندازند. قصۀ سيد بن طاووس قدس سره با همسفران معروف است». 2
مطلب و سخنى كه در آخر بايد گفت اين است كه: حجگزار در كارها و امورات كاروان، نبايد اصل تعاون و همكارى را فراموش كند و انتظار داشته باشد كه در همهجا و در هر حال مسؤولان و كارگزاران كاروان، در خدمت او باشند و كارهاى او را انجام دهند؛ بلكه او نيز به يارى و كمك