68مطلوب و نهايت مقصود خود برسند و سعادت نظركردن به مولاى خود را بيابند. بايد در دل، اميد به وصول و قبول داشته باشد؛ امّا اين به سبب دلگرمى به اعمال و كوچ كردن از وطن و دورى از خانواده و مال نباشد؛ بلكه ناشى از وثوق او به فضل الهى و اميد به تحقّق وعدههايى باشد كه خداوند به زائران خانۀ خويش داده است و اميدوار باشد كه اگر به مقصد نرسد و مرگ او در راه فرا رسد، خداوند را در زمرۀ واردان و زائرانش ديدار كرده است؛ زيرا فرموده است: وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهٰاجِراً إِلَى اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللّٰهِ . 1
پس حجگزار، همۀ علايق و خواستههاى نفسانى را از خود مىزدايد و ماديّات و مظاهر دنيوى را به كنارى مىنهد و به راستى اعلان مىكند كه اينك اين منم، تنها و پيراسته از قيد و بندهاى ظلمانى دنيا؛ فرار كننده از شهوات و هواپرستىها؛ زدايندۀ كجىها و ناروايىها. من تمام آن چيزهايى را كه مورد علاقه و پسند من است، به كنارى مىنهم و با آرامش خاطر و ضميرى اميدوار، به سوى خداى خود سفر مىكنم و سر در آستان رحمت او مىسايم.
صاحب المراقبات گويد:
«موقع به جا آوردن هر عملى در حج خود، از لوازم عادّى و عبادى، آنچه با احوال حج حقيقى و واقعى او مناسبت دارد، بايد قصد كند و در صحّت افعال حج ظاهرى بايد مراقبت داشته باشد؛ مثلاً وقتى كه قصد مهاجرت از اهل و اولاد وطن را مىكند، با آن قصد مهاجرت از شهوات و معاصى و هر چه مكروه خداست بكند؛ بلكه هر چيز كه او را از ياد خدا باز