32«[ حجگزار بايد بداند كه اين سفر] مثل ساير سفرهاى دنيا نيست و متذكّر گردد كه چه امرى را اراده كرده و رو به چه جايى آورده است و قصد زيارت كه را دارد و بداند كه او متوجّه است به زيارت آستانۀ حضرت مالكالملك و از جملۀ كسانى است كه منادى پروردگار، او را صلاى دعوت داده و او به جان و دل قبول نموده؛ پس قطع علايق و ترك خلايق كرده، رو به خانۀ رفيعالقدر عظيمالشأن آورده تا دل خود را فىالجمله به ملاقات خانه تسلّى دهد و آن را وسيلۀ وصول به غايت آمال - كه لقاى جمال جميل ايزد متعال باشد - سازد 1».
مولى محسن فيض كاشانى رحمه الله در حقايق فرموده است:
«كسى كه به قصد خانۀ خدا حركت كند، چنان است كه به قصد خدا و زيارت او مىرود. بنابراين مناسب است كارى كند كه در ميعاد معيّن، به فيض لقاى خدا فائز شود و ثابت است كه كاميابى از لقاى رحمت او، منوط به اخلاص در عمل - كه بهترين راه ملاقات حضرت كردگارى اوست - مىباشد.» 2 پس دستورالعمل عرفانى در اين مرحله، دقّت و توجّه در نيّت و خالص كردن آن است.
سالك عارف محمد بهارى همدانى رحمه الله گويد:
«هر عبادتى از عبادات، بايد به نيّت صادقه باشد و به قصد امتثال امر شارع به جا آورده شود... كسى كه ارادۀ حج دارد، اولاً بايد قدرى تأمل در نيّت خود بنمايد. هواى نفس را كنار گذارد، ببيند غرضش از اين سفر، امتثال امر الهى و رسيدن به ثواب و فرار از عقاب اوست يا نه؟ نستجير