170است، براى گناهان آنان طلب آمرزش مىكند و در نيازمندىهاى آنان، شفاعت مىنمايد. در اين صورت او را چنان زيارت كن، چنان كه او زنده است و تو را مىبيند و با تو روبه روست و چيزى تو را از توجّه به او مشغول نمىسازد و سراسر وجود تو به حضرت او با محبّت و هيبت او...
متوجّه خواهد بود و تو از طول مناجات با او و عرض حوائج خود به آن حضرت، خسته نخواهى گشت و در حرم آن حضرت، با كسى تكلّم نخواهى كرد؛ بلكه به چيزى كه تو را از مراقبت باز دارد، نظر خواهى كرد، چون مىدانى كه او به حال تو داناست و به تو نظر دارد.
براى تمام بيمارىهاى خود، از او طلب درمان مىكنى و به جلب عطوفت او و طلب باران از ابر جود و رأفت او، حوائج خود را مىخواهى.
و به يقين كه او كريمترين تمام خلايق است و بخشندهتر از هر جواد و كريم است. عطوف شفيق و رفيق ودود و رئوف است و خداوند او را در كتاب عزيزش، به «خُلق عظيم» توصيف فرموده و در طلب رحمت و سؤال و تضرّع و ابتهال نبايد تسامح كنى؛ زيرا شخص كريم، حرمت واردين را ضايع نمىسازد و در تقصيرات و لغزشهاى وارد، مسامحه روا مىدارد و از كردار «خطاى» او در مىگذرد.
و به ياد آور معاملۀ آن حضرت را با كشندۀ عموى خود حمزه عليه السلام موقعى كه توبۀ او را پذيرفت و در آنچه جفا و آزار به آن حضرت از جانب تو رسيده است، تفكّر كن. زمانى كه اعمال تو را بر او عرضه كنند و نافرمانىها و گناهان تو را ببيند و از اين ملاحظه متأذّى گردد و چه بسيار آزار و مكروهى كه از بدى كردار تو، به قلب شريف او رسيده و سينۀ عزيز او را به زشتى اعمال خودت به درد آوردهاى. پس بايستى موقع زيارتِ او، شرمسار باشى و به ساحت كريم و جناب عظيم او، اعتذار جويى و پوزش