143خدا حج او را قبول كند و او را در زمرۀ رستگاران محشور سازد و چنان داند كه نوميد نخواهد شد؛ چه آنكه روز، روز شريف و موقف، موقف عظيمى است و بندگان خدا از اقطار زمين در آنجا جمعند و دلهاى همه به خدا منقطع است و همتهاى همه مصروف دعا و سؤال است و دستهاى همه به درگاه پادشاه بىنياز بلند است و همگى چشم بر در فيض و رحمت او انداخته و گردنها به لطف و كرم او كشيده و البته چنين موقفى از نيكان و اخيار خالى نيست؛ بلكه ظاهر آن است كه ابدال و اوتاد ارض، در خدمت صاحب عصر در آنجا حاضرند. پس دور نيست كه از حضرت ذوالجلال، به واسطۀ دلهاى پاك و نفوس مقدّسه و رحمت بركافۀ مردمان، فايض شود و چنان گمان نكنى كه همۀ اين خلايق آنجا جمعند و با هزار اميدوارى، راه دور و دراز پيموده و اهل و وطن را دور افكنده و كربت و غربت بر خود قرار داده و رو به در خانه چنين كريمى آوردهاند، خداوند كريم همه را نا اميد كند و سعيشان را نابود سازد و بر غريبى ايشان ترحّم نكند؟ زينهار! زينهار! درياى رحمت از آن وسيعتر است كه در چنين حالى تنگى كند. و از اين جهت رسيده است كه بدترين گناهان آن است كه آدمى به عرفات حاضر شود و چنان گمان كند كه خدا او را نيامرزيده است». 1
آرى ميهمان حق، در عرفه با خدايش صحبت و راز و نياز مىكند و در مناجات خود، شرح پريشانحالى و درماندگى خود را، يك به يك بيان مىنمايد.
مرحوم حاج ملّا حسينقلى همدانى، از زبان اين مناجات كنندگان