144مىگويد:
«خدايا! نمىدانم حال ما در پيشگاه تو چگونه است؟ و چه مناسبتى بين گوشت و استخوان با آن آتش است؟ و كيست كه طاقت آن زنجيرها و غلّها و عقربها و مارهايى را كه مانند كوهند، داشته باشد؟ و كدام جسم براى نوشيدن زقّوم تلخ و ضريع بدبو، سرِ پا مىايستد؟ و كيست كه در اين گرفتارىها و محنتها به فرياد ما برسد و ما را از اين سختىها و فتنهها نجات بخشد؟ و تو فريادرسِ فريادرسخواهانى و مهربانترين مهربانانى...
واى از اين مصيبت [ كه] ما بر غفلت خود افزوديم و در محضر پر عظمت تو، به ارتكاب گناهان كُشنده و جرمهاى مهلك جرأت نموديم.
روى خود و نامۀ اعمالمان را سياه كرديم و با گناهان و گنداب كارهايمان، فرشتگانى كه اعمال زشت ما را مىنگارند، آزرديم... .
[ خدايا!] آيا توفيق توبۀ راستين و مقبول را به ما مىدهى؟ شايد ما به يارى تو، برخى از آنچه را كه از دست دادهايم به كمك خوارى و فروتنى و خشوع و ركوع و سجود دريابيم.
واى بر ما! اگر ما را بر اين حالت ناپاك و اوصاف كشنده و كارهاى نامبارك و قلبهاى سخت و مرضهاى لاعلاج و هلاكتكننده، رها كنى.
اى كريم! به فريادمان رس، به فريادمان رس، به فريادمان رس». 1
شيخ مصلحالدين سعدى گويد:
«آتش دو است: آتش معيشت و آتش معصيت. آتش معيشت را آب آسمان كشد و آتش معصيت را آب ديدگان كشد. و نيز آتش معصيت را به