101من اظهار عجز و ذلّت مىكنند ... فرشتگان من! به شما اجازه دادم كه اسرار آنان را ببينيد. آنگاه ملائكۀ حق به اذن خداوند متعال بر اسرار آنها آگاه مىشوند و دلهايشان را مىبينند. گرچه ملائكۀ الهى از علوم غيب باخبرند و فرشتگان غيب نسبت به بسيارى از مسائل ماوراى طبيعت مستحضرند، امّا ذات اقدس اله آنقدر مهربان و رؤوف است كه بسيارى از اسرار ما را اجازه نمىدهد حتى ملائكه هم بفهمند با اين كه آنها مأمور نوشتن خاطرات ما هستند، ولى خيلى از كارهاى ما را ذات اقدس اله اجازه نمىدهد كه ملائكه بفهمند تا مبادا ما خجالت بكشيم و نزد آنها شرمنده شويم. بين ما و پروردگار راه مستقيمى است كه فقط او مىداند ما چه كرديم و بس.
گوشهاى از اين اسرار در دعاى كميل هست كه على - ع - عرض مىكند: خدايا! بعضى از چيزهايى را كه تو شاهد بودى و اجازه ندادى فرشتگان بفهمند آنها را تنها تو مىدانى؛ «والشّاهد لما خفى عنهم و برحمتك سترته .» با آن كه ملائكه مأمورند اعمال ما را بنويسند اما خداوند متعال پردهاى رقيق قرار داده تا آنها همه چيز را نفهمند. پروردگار ما اين همه مهربان است. امّا در روز عرفه و عيد قربان در سرزمين منا، به ملائكه اجازه مىدهد كه دلهاى زائران را ببينند و آنها با چشم ملكوتى نظر مىكنند و مىبينند كه قلب عدهاى بسيار سياه است و دودهاى سياه از آنها برمىخيزد كه از «نٰارُ اللّٰهِ الْمُوقَدَةُ اَلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» 1 است.
خداوند براى ملائكه تشريح مىكند و مىفرمايد: اينها كسانى هستند كه