94وقتى شرارت آنان به اين حد رسيد، على عليه السلام ديگر درنگ را جايز ندانست و آماده مقابله با آنان شد، ولى ابتدا پرچمى را به عنوان پرچم امان نصب كرد تا آنان كه مايلند از افكار و روش خود دست بردارند و به مسلمانان بپيوندند. از جمعيت دوازده هزار نفرى آنان، هشت هزار تن زير پرچم جمع شدند، اما چهار هزار بر موضع خويش اصرار ورزيدند و آن گونه كه تاريخ مىنويسد، حضرت آنان را در نبرد نهروان از دم شمشير گذراند و كمتر از ده نفر نجات يافتند كه ابن ملجم يكى از اين افراد بود.
هرچند ترسيم چهرۀ خبيث و پليد اين افراد با چند نمونۀ تاريخى غير ممكن است، اما شواهد عينى و وجود همين طرز تفكر جاهلانه و مقدس مآبانه در انقلاب و جامعه اسلامى امروز تا اندازهاى ما را در شناخت اين جريان، كمك مىكند.
سياست شيطانى معاويه
پس از واقعۀ نهروان و پيروزى امام در اين جنگ، آن حضرت در صدد بود كه با سامان بخشيدن به نيروهاى موجود و بازگرداندن آرامش به مناطق تحت امر خود، زمينۀ اجراى منويات و برنامههاى زيربنايى خود را آغاز نمايد و از طرفى با ايجاد ارتشى منسجم و قوى كار را بر معاويه تنگ گرفته و منطقه شام را از زيز سلطۀ او خارج سازد، اما نيرنگ و حيلۀ معاويه از يك سو و بى تفاوتى، راحتطلبى، بهانهگيرى و ساده انديشى مردم از سوى ديگر، چنين فرصتى را از آن حضرت سلب كرد. معاويه در اين مقطع حساس از تاريخ، سياست